شيخ حسين انصاريان
190
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
شوق شهود حضرت دلدار دارى * اول زدل نقش سوى اللّه پاك گردان چون سوى صحراى حجاز عشق رفتى * اول به ميقات وفا لبيك گفتى چون بلبل افغان كردى و چون گل شكفتى * از شوق روى گلرخى در طرف بستان اسرار احرام حقيقى بايد نخست از جامهء عصيان برآيى * با جامهء طاعت به كوى دلبر آيى بشكست اگر پايت در اين ره با سر آيى * تا گام بتوانى زدن در كوى جانان احرام بستى در رهش از جان گذشتى * وز دنياى دون در ره ايمان گذشتى از هر چه جز ياد رخ جانان گذشتى * كآنجا شوى در باغ حسن دوست مهمان تا مىتوانى بخشا نوايى بىنوا را * بر خلق بگشا درگه صلح و صفا را از پاى مظلومى بكش خار جفا را * خار جفا بركن درخت عدل بنشان ورود به مسجدالحرام چون در حريم قدس عزت پا نهادى * كردى هم از روز لقاى دوست يادى دل زين سفر از مهر خوبان يافت زادى * تا ايزدت منزل دهد در بزم خاصان محرم چو گشتى در حريم قدس داور * رفتى در آن درگاه عزت زار و مضطر شد دامنت گلگون از اشك ديده تر * مقبول آن درگه شده زانعام سلطان غسل احرام چون غسل كردى تن به آب توبه شستى * با عاشقان در كوى يار احرام بستى هر عهد بستى غير عهد حق شكستى * تا در صف پاكان شوى زين عهد و پيمان شستى تن از زمزم دل از آب محبت * در بزم مشتاقان زدى ناب محبت « 1 »
--> ( 1 ) - اشعار از الهى قمشهاى .